شرح داستان کامل مجموعه Hitman – بخش اول Codename 47

همه ما با قاتل خوشتیب و کچل معروف آشنایی داریم، مامور ۴۷ را شاید کمتر کسی نشناسد، قاتلی کم حرف، خبره، با دو اسلحه صدا خفه کن معروفش، نه تنها در بازیهای ویدئویی بلکه در سینما نیز توانسته طرفداران زیادی برای خود دست و پا کند، اما مامور ۴۷ کیست؟ چرا یک‌ بارکد در پست سر او حک شده، هدف او چیست؟ در استانه انتشار جدیدترین نسخه Hitman ما در این بخش سعی داریم در چند قسمت مختلف نگاهی دقیق تر به وقایع نسخه های مختلف Hitman بی اندازیم ، با شرح داستان Hitman Codename 47 همراه دانس گیم باشید

به دنبال حقیقت

در سال 1954 میلادی، دانشمندی به نام اورت مایر، پروژه ای با نام شبیه سازی انسان یا کلون سازی، آغاز می کند، کلون سازی به پروسه ای می گویند که بتوان در یک آزمایشگاه نمونه ای از یک جنین را بدون وجود مادر به مرحله تکامل رساند، این دانشمند سرانجام موفق شد که با تغییر کروموزوم، چند سری از شبیه ساز های انسان را طراحی کند، او در سال 1960 یک سری از شبیه ساز های انسان با اسم رمز ۴۷ را در تیمارستان اختصاصی خود پرورش داد، ۳۰ سال می گذرد وقایع آغاز می شود، یکی از شبیه ساز ها ناگهان چشم خود را باز می کند، هیچ گذشته ای به خاطر نمی آورد، هیچ چیزی احساس نمی کند، فقط و فقط می بینید و می شنود، خود را در اتاقی پیدا می کند، صدای گوش خراش مردی از پشت سر او مدام در گوشش می پیچد، آن مرد این شبیه ساز را وادار به یادگیری کار با سلاح گرم و سرد می کند، چندین روز می گذر، این شبیه ساز از حالا به یک تروریست به تمام معنا تبدیل می شود، در یک روز او ناگهان یک لحظه از گذشته ی عجیبش را به خاطر می آورد و سعی می کند با فرار از تیمارستان اطلاعاتی از گذشته خود بدست آورد، همین اتفاق هم می افتد، او موفق به فرار می شود، ولی برای این کار چندان به زحمت نمی افتد، انگار فرار او عضوی از نقشه بوده و از قبل تعیین شده است، به هر حال او فرار می کند و در خیابان های شهر برای یافتن گذشته خود سرگردان می شود، یک سال می گذرد، این شبیه ساز بازهم به شکل از پیش تعیین شده ای با سازمانی به نام ICA آشنا می شود، شبیه ساز احساس می کند گذشته خود به نوعی با این سازمان تروریستی ارتباط دارد،

International Contract Agecy  یک سازمان تروریستی قانونی (!) می باشد که به شکل قراردادی تروریست های ماهری را استخدام، و برای ترور یک هدف خاص، عازم ماموریت می کند، شبیه ساز با استخدام در این سازمان بیشتر سعی در بدست آوردن اطلاعاتی در خصوص گذشته خود دارد، او با یک قرارداد عضو این سازمان می شود، او حالا دیگر بدون نام نیست، سازمان به دلیل بارکدی که پشت سرش حک شده نام او را مامور ۴۷ می گذارد و دایانا برنود (Diana Burnwood) را به عنوان پشتیبان مامور 47 در مأموریت ها مختلف انتخاب می کند، بلافاصله چهار هدف کلیدی برای مامور 47 در نظر گرفته می شود در هنگ کنگ هیتمن رهبر گروه اژدهای قرمز به نام لی هانگ را به وسیلهٔ سازماندهی جنگی بین او و رقبایش از بین می‌برد. بعد از آن هیتمن به کلمبیا فرستاده می‌شود و قاچاقچی معروف به نام Pablo Belisario Ochoa رابه قتل می‌رساند، در بوداپست هیتمن یک تروریست اتریشی به نام فرانتس فاچز را ترور می‌کند، بعد به رتردام نفوذ می‌کند تا بدنامی به نام Arkadij “Boris” Yegorov که قاچاقچی اسلحه می‌باشد و وابستگان به او را به قتل برساند.

مامور ۴۷ در حین مأموریت آخر خود که قتل قاچاقچی بدنام که چهارمین نفر و آخرین نفر از عضو ۴ نفره که دایانا از طرف سازمان دستور قتل او را داده بود به نامه‌ای دست پیدا می‌کند که در آن هدفهای بعدی توسط افرادی دیگر از باند نوشته شده بود. ۴۷ هنگامی متوجه این ارتباط می شود به سرعت وارد عمل شده و به دنبال این مجرمان می رود و در طی مأموریت هایش از طرف سایر خلافکاران نامه هایی دریافت می کند که این به مرور اطلاعات زیادی از هدف های اصلی به او می دهد، این اطلاعات باعث می شود ۴۷ به ارتباط این چهار هدف به هم پی ببرد و بفهمد که این چهار تن زمانی از لژیونرهای خارجی فرانسوی بودند علاوه بر این ۴۷ اطلاعاتی دیگری بدست می آورد که مهمترین آنها دوستی این چهار تن با پرفسور اورت مایر (Ort-Meyer) می باشد، در اینجاست که مسئله کمی برای ۴۷ پیچیده تر می شود، سرانجام ۴۷ به دنبال چگونگی ارتباط این چهارتن با دکتر اورت مایر می رود و در حین مأموریت هایش سرنخ هایی بدست می آورد، پس از آن دیانا به او می فهماند که کسی که سفارش قتل چهارتن را داده همان اورت مایر است و حالا از او پس از کشتن آن چهار تن به دنبال پنجمین و آخرین مأموریت اصلی می رود به عنوان آخرین مأموریت می خواهد که فرد دیگری را که در یک آسایشگاه واقع در رومانی را به قتل برساند که این فرد، دکتر Odon Kovacs نام دارد.

پرفسور اورت مایر

مامور 47 حالا مسمم تر از همیشه به نظر می رسد، او بیش از پیش در حال بدست آوردن سرنخ در خصوص گذشته خود است، پس از دریافت هشدار از سوی دیانا او درصدد ملاقات با دکتر اورت مایر بر می آید، به سراغ وی می رود در هنگام مواجه شدن با دکتر اورت مایر متوجه می شود که وی همان صاحب صداست که در ابتدای داستان آموزش کار با سلاح سرد و گرم را به او می آموخت، ۴۷ در صدد کشتن وی بر می آید اما اورت مایر برای نجات جان خود سریعاً پلیس را خبر کرده و مأموران ویژهً وارد عمل شده و مانع از به قتل رساندن اورت مایر بدست ۴۷ می شوند و حالا ۴۷ که چاره ای جز مخفی شدن ندارد به شیوه ی خودش از آنجا می گریزد و به دنبال آخرین هدف راهی می شود تا بلکه اطلاعاتی بیشتر بدست آورد

مامور ۴۷ به سراغ دکتر Odon Kovacs در رومانی می رود پس از کشتن وی، لباسش را به تن کرده و وارد بخش های سری تیمارستان یعنی آزمایشگاه می شود، ۴۷ در بدو ورود و به آزمایشگاه به ماهیت واقعی خود پی می برد او متوجه می شود که یک انسان شبیه سازی شده می باشد که DNA وی متعلق به همان چهارتنی (Lee Hong, Pablo Ochoa, Franz Fuchs, Arkadij Jegorov) می باشد که پیش از این آنها را به قتل رسانده است

حالا شاید از خود بپرسید که چرا اورت مایر DNA چهار قاتل را به ۴۷ کلون کرده؟ در پاسخ باید گفت که اورت مایر در واقع با کلون کردن DNA این چهار قاتل سعی داشته مامور ۴۷ را به یک قاتل حرفه ای تبدیل کرده و به سراغ اهداف مورد نظرش بفرستد، و این یعنی اینکه تمامی اتفاقاتی که پیش از این افتاد، از فرار کردن ۴۷ از تیمارستان تا استخدام او در سازمان ICA همه و همه نقشه های اورت مایر بوده است، ۴۷ پس از پی بردن به حقیقت در صدد کشتن اورت مایر برمی آید تا به این کابوس خاتمه دهد، اورت مایر که متوجه این موضوع شده بود گروه دیگری از افراد کلون شده که از دسته جدید ۴۸ هستند برای دفاع از خود احضار می کند اما تمامی این دسته کلون شده از لحاظ فکری معیوب بوده و به گونه ای که باید عمل نمی کنند و در نتیجه تمامی آنها بدست ۴۷ کشته می شوند، در نهایت ۴۷ وارد اتاق دکتر اورت مایر می شود. در اینجا شما دو انتخاب دارید اینکه دکتر را بکشید یا نه و این انتخاب شما پایان بازی را تعیین خواهد کرد.

پس از ورود به اتاق دکتر اورت مایر او شما را با یکی از مأموران ۴۸ اشتباه می گیرد و شما در این لحظه فرصت دارید که او را بکشید و گرنه او شما را شناخته و با یک شات گان شما را به دیار باقی می فرستد! اما اگر سریع وارد عمل شده و او را بکشید او بر روی زمین افتاده و به عنوان آخرین جمله ای می گوید که “من حتی فرزند خود را هم نشناختم” و ۴۷ گردن او را می شکند و به زندگی اش پایان می دهد.

شاید در ابتدا ۴۷ را به خاطر کشتن اورت مایر به خاطر انتقام سرزنش کنید اما باید بدانید که اصلی ترین هدف اورت مایر این بوده که با سو استفاده از کلون سازی، یک ارتش فرمانبر تولید کرده و حتی آینده جهان را در معرض خطر قرار دهد

پایان قسمت اول

19+
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نوشته های مشابه

بستن